photo 2023 04 24 19 03 40

اولین جلسه از سلسله نشست های گفتگو محور اعضای هیات علمی دانشگاه با موضوع "چالش های کنونی جامعه ایران و مسئولیت دانشگاهیان » روز سه شنبه ۲۰ دی با حضور و مشارکت حدود ۴۰ نفر از اساتید ارجمند در تالار دکترحائری دانشکده ادبیات و علوم انسانی با میزبانی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه برگزار گردید. در این جلسه ۱۴ نفر از اساتید حاضر دیدگاه خود را در باره مهمترین چالش های کنونی جامعه ایران و مسئولیت دانشگاهیان مطرح نمودند. اهم نکات مطرح شده در جلسه مذکور عبارت بودند از :

۱-جامعه ایران در شرایط کنونی با انباشت بحران های حل نشده در حوزه های مختلف اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی، اجتماعی ، زیست محیطی و... روبروست. انباشتگی بحران ها به نارضایتی های گسترده در جامعه انجامیده است.  

۲- اگرچه حاکمیت بیش از مردم درحل ریشه ای بحرانها مسئولیت دارد لکن همه نیروهای اجتماعی از جمله دانشگاهیان نیز در مواجهه با وضعیت های بحرانی ، مسئولیت های مهمی بر دوش دارند. این مسئولیت ، طیف وسیعی از انواع کنشگری  فکری و عملی در جهت اصلاح شرایط را در بر می گیرد.

۳- درشرایط کنونی که تنش های عدیده ای درکشورجاری است و بارهیجانی جامعه به شدت بالا رفته بیش از هر زمانی به ساختارهایی نیاز است که بتوانند در جامعه انعطاف ایجاد کرده و روابط اجتماعی را به سمت ملایمت سوق دهند.گفتگو و آنهم گفتگوهای عام و فراگیر در باره مهمترین مسائل و چالش های جامعه ازمهمترین ساختارهای انعطاف زا هستند و دانشگاهیان بویژه اساتید بیشترین مسئولیت را در این میدان و در ارتقاء سطح آگاهی ها برعهده دارند.

۴- یکی از مهم ترین بحران های جامعه ایران، « بحران واقع بینی » است که ریشه فرهنگی دارد. برخی شخصیت شعری دارند که ویژکی قالب جامعه است و همراه با تفکر انتزاعی است. به تدریج این وضعیت به سمت نثر حرکت کرده و مبتنی بر واقعیت شده است ولی همچنان ویژگی غالب اجتماعی ، وضعیت شعری است که باعث می شود مدیران و اعضای جامعه دور از واقعیت بیندیشند.

۵- اساسی ترین مشکل کشور « بحران بی اعتمادی» است ؛ بی اعتمادی مردم به دولت ، دولت به مردم و مردم به مردم است.  انتخابات اخیر (ریاست جمهوری) نمونه ای ازاین وضعیت بود. در بین نهادها هم تعارض و بی اعتمادی وجود دارد. در بحران های اخیر هم نتواستند این اعتماد را ایجاد کنند. در حوزه اقتصادی و سیاست خارجی هم این بی اعتمادی وجود دارد که همه اینها در جامعه سرخوردگی ایجادکرده است. ناکامی های پی درپی باعث سرخوردگی و نامیدی شده است. راهکار آن نیز رفع اصولی زمینه های ناکامی است.

۶- یک بحران اساسی در جامعه ایران « بحران کیفری » است ؛ نظام کیفری و رفتار کیفری ما بیش از حد سیاسی شده است. قانون وسیله ای برای نظام بخشی و کنترل اجتماعی است و به شرایط و گروه معین اختصاص ندارد. نظام کیفری معطوف به کنترل وضع موجود جامعه شده و هرگونه تبانی علیه وضع موجود، تبانی و اقدام علیه امنیت ملی تلقی شده است. نمونه بارز آن آیین نامه انضباطی دانشجویان است که با اتهامات مبهم مجازات های سنگینی تعیین شده است. در قانون گذاری ها به حقوق مردم و مبانی جامعه شناختی قانون توجه نشده است و عمدتا انعکاس اراده حاکمان است. قوانین فعلی حامل ارزشهای زمان دیگری است و اینها جامعه را با چالش های جدی مواجه می کند. بعلاوه چالشهای فقهی مهمی همچون افساد فی الارض هم در قوانین فعلی وجود دارد.

۷- جامعه ایران مملو از بحران هاست: روان شناسی، جامعه شناسی، اقتصادی، و اینها انباشته شده است و همه جا بحران دیده می شود. تا یکی دو سال آینده جامعه ما با وضعیت عجیب و بغرنجی روبرو خواهد شد. مسئولیت دانشگاه این است که ببیند سناریوهای پیش رو برای عبور از وضعیت انباشتگی بحران کدامند و کدام سناریو واقع بینانه است؟ حرف جدید کدام است؟بحران اصلی کدام است؟

۸- مسئولیت دانشگاهیان فهمیدن ، فهماندن وآگاهی دادن است. امکان و امتناع گفتگو با حاکمیت تاکنون نتیجه نداده است؛ حاکمیت رو به آسمان دارد و لذا امکان گفتگو با او نیست. ریشه این وضعیت بحرانی( امتناع گفتگو) در «خودحق پنداری» حاکمیت است.

۹- اقتصاد ما « تمرکز گرا و رانتی» است. در چنین شرایطی رفتار اقتصادی مردم متفاوت از رفتار اقتصادی مالیات محور است. نظام اقتصادی و نوع تمرکز رفتارساز است. نوع تمرکز اقتصادی بر رفتار دولت با لایه های پایینی جامعه موثر است. درآمد جامعه اگر مبتنی بر درآمد نفتی باشد، پاسخگویی نیاز ندارد. مدل توسعه جامعه ما فردمحور است و ریشه بحران ها در این رویکرد فردمحوری توسعه نهفته است.

۱۰- دانشجویان با محدودیت ها و بحران های عدیده ای روبرو هستند. باید آنها را به درستی درک کرد و به آنها کمک نمود. این در حالی است که دانشجویان احساس می کنند اعضای هیات علمی  در مواجهه با مشکلات و  بحران های دانشجویی کنشگری مناسب ندارند ذهنشان درگیر این مشکلات هست لکن عملی از خود نشان نمی دهند.

۱۱- جامعه ما به آخر خط « جدال سنت و مدرینته»  رسیده است. اداره سنتی جامعه باعث « بحران ناکارآمدی» شده است. حاکمیت باید بپذیرد که همه شهروندان از حق یکسانی برخورداند. جامعه دارای بحران نمایندگی است . در اداره جامعه تعداد زیادی که اکثریت هستند در حاکمیت نماینده ای ندارند. نظام ما نگاه ایدئولوژیک به واقعیت ها دارد و تفسیر و تبیین متفاوتی از وضعیت های بحرانی جامعه دارد. تا وقتی چنین نگاهی حاکم است ناکارآمدیها ادامه خواهد داشت.

۱۲- اگر به این موضوع بیندیشیم که ما در کجا هستیم؟ باید بگوییم که از لحاظ اجتماعی اقتصادی و ... در « مرحله فروپاشی جامعه»  هستیم و باید فکری کرد.

۱۳- بایست به مسئولیت و ماموریت دانشگاهی خود بیشتر بیندیشیم. یاس آلودگی نتیجه خوبی به دست نمی دهد. در مورد امکان و امتناع گفتگو با سیستم صحبت شود. ببینیم عمل موثر در این شرایط چیست؟ کجا می توانیم موثر باشیم؟ روشی برای گفتگو در شرایط فعلی پیدا کنیم و به خصوص به ترمیم وضعیت روحی دانشجویان بپردازیم.

۱۴- نقش علوم انسانی در اداره دانشگاه ها و وزارات علوم ندیده گرفته شده است و بیشتر در اختیار تکنوکراتها بوده است. راه حل این است که علوم انسانی به جایگاه خودش برگردد. ارتباط دانشگاه با حوزه های عمومی قطع شده است. بسیاری از استادان قدیمی همچون نفیسی برای مردم می نوشتند و خطابه داشتند و حرف می زدند اما استادان فعلی چنین کاری نمی کنند. خودمان حرف خودمان را جدی نمی گیریم. در فضای عمومی و رسانه ای فعال نیستیم و خطابه نداریم ؛ باید صدایمان به گفتمان تبدیل شود.

کمیته اطلاع رسانی و ارتباطات انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه فردوسی مشهد

۲۱/۱۰/۱۴۰۱             

 

photo 2023 04 24 19 19 50photo 2023 04 24 19 19 48